ماجرای از شیر گرفتن غزل
سلام دختر گل مامان این روزها دغدغه ی از شیر گرفتنتو دارم آخه خیلی به ممه {به غول خودت}انس گرفتی و فکر میکنم از شیر گرفتنت جز سخت ترین پروزه های زندگیمه آخه مامان طاقت یه لحظه بی قراری دختر گلشو نداره
چند وقتیه که از همه جا پرسو جو میکنم و از وبلاگای دوستای گلمون مطالب مربوط به از شیر گرفتن بچه ها رو میخونم بلکه بتونیم به بهترین نحو از این مرحله بیرون بیاییم
از اونجایی که سینه های مامان بعد از به دنیا آوردن دختر گلش خالی از شیر بود و با کلی تلاش و ماساز و آب گرم و خلاصه کلی برو بیا یکی از سینه هام به شیر آفتاد تو هم از بدو تولد فقط از یکی از سینه هام شیر خوردی و با اون یکی یه خورده غریبه ای اصلا فکر میکنی همون یه ممه رو داری و از بودن این یکی بی اطلاعی من هم یه فکری به ذهنم خطور کرده
الان یه چند روزی میشه که میخوام به روش گام به گام پیش برم تا ان شاالله بتونی از این ممه دل بکنی و غذا خور بشی صبحا که از خواب بیدار میشیم طبق عادت مییای و میگی مامان ممه من هم اون سینه رو مییارم بیرون میگم مامان نگاه ممه خراب شده تو هم میگی مامان درسش کن من هم یه خورده دست به سرت میکنم و با خوراکی و اسباب بازی سرگرمت میکنم و میگم بزار بابا که ظهر اومد درسش کنه بعد ممه بخور
تا ظهر سعی میکنم سرگرم بشی و چندین بار هم مییای و بهونه میگیری و من هم میگم مامان ممه خراب شده تو هم میگی مامان ببینم درست نشده بعد هم خودت میگی بزار بابا بیاد اووخت {اون وقت}ممه رو درست میکنه
بالاخره تا ظهر که بابا بیاد دل تو دلت نیست اما یه خورده داری عادت میکنی و کمتر بهونه میگیری میخوام با این روش کم کم عادت کنی که کمتر سمت ممه بیای و غذا هم بخوری
بابا تا از در مییاد میگی بابا ممه خراب شده درسش کن بعد هم بابا مییاد و
میگم غزل بیا ممه درست شده تو هم با کلی ذوق و شوق مییای و میگی
مامان بخواب زمین بعدش هم شروع میکنی به ممه خوردن و از سر و کول من
میکشی بالا و از این طرف صورتم میری اون طرف و کلی نمایش اجرا میکنی
آخه دو ٣ باره که میخواستم از شیر بگیرمت اما تا بیقراری کردی بیخیالش شدم امیدوارم این روش جواب بده و دیگه واسه ممه خوردن بیقراری نکنی
داستان مامان یکتا جون خیلی بهم در این رابطه کمک کرد و خیلی از این بابت از مانان مهربون یکتا جون ممنونم توی بخشی از نوشته هاشون خوندم که برای از شیر گرفتن دختر گلش چه کارایی کرده مامان یکتا جون نوشته بود که دکتر گفته نباید روشهایی مثل فلفل زدن و اینکه ممه بوف شده و روشهای قدیمی استفاده کرد چونکه کودک پرخاشگر و عصبیو یا افسرده میشه و گفته بودن که مثل این میمونه که با یه دوست خیلی صمیمی یکدفعه قطع رابطه کنی مثلا بری در خونش بگن نیست یا رفته منم میخوام خیلی گام به گام پیش برم که غزل هم اصلا متوجه نشه امیدواترم که بتونم تا پایان خوب پیش برم


ماجرای از شیر گرفتن غزل
